لحظه ای تلخیه غم با من سر مست نشست
خنده از گوشه لب با نفس سینه پرید
آه جان سوز دمید
خنده از گوشه لب با نفس سینه پرید
آه جان سوز دمید
خیره چشم تو بر من لغزید
دست غم پای ترنم را بست
قدح بغض مرا در قفس سینه شکست
دست غم پای ترنم را بست
قدح بغض مرا در قفس سینه شکست
اشکی از عمق نگاه تو به محفل بنشست
و شبی دیگر از این دست گذشت
و شبی دیگر از این دست گذشت
No comments:
Post a Comment