با هم و تنها
Friday, September 24, 2010
لبخند رویا
تو به چشمت شوق همهٔ فرداهاست
من همه دلخوشیم خنده توست
که به آن شادیه انباشته در پشت نگاهت بستست
من به تسکین هراس دل تو
که پیاپی پرسد لحظه بعد کجاست
میدهم یک گل سرخ
که به آن گوش کنی
: عمر گلها کوتاست
خندهات بی همتاست
Tuesday, September 21, 2010
شبی دیگر
لحظه ای تلخیه غم با من سر مست نشست
خنده از گوشه لب با نفس سینه پرید
آه جان سوز دمید
خیره چشم تو بر من لغزید
دست غم پای ترنم را بست
قدح بغض مرا در قفس سینه شکست
اشکی از عمق نگاه تو به محفل بنشست
و شبی دیگر از این دست گذشت
Newer Posts
Older Posts
Home
Subscribe to:
Comments (Atom)